Architectural

Architecture for life & Life for architecture

تجزیه و تحلیل و نقد آثار ارتباط تصویری

تجزیه و تحلیل و نقد آثار ارتباط تصویری :

تجزیه و تحلیل آثار ارتباط تصویری از دیدگاههای مختلفی امکان پذیر است، چنانکه نقد آثار ادبی و هنری می تواند از دیدگاه نظریه های متفاوتی انجام شود.بطور کلی نقدها مبتنی بر نظریه ها بوده  و نظریه ها مبتنی بر سه عامل خالق اثر، مخاطب اثر و اثر هنری که هر نظریه، برعامل خاصی تاکید دارد.

وجوه تمایز" هنر ارتباط تصویری" با هنرهای "تصویر سازی" و نقاشی :

از انجاکه در آثار فرهنگی هنری و در هر سه زمینه هنرهای تصویری "ارتباط تصویری (گرافیک)"، نقاشی، و تصویر سازی با جنبه های مشابه مواجه هستیم، تبیین وجوه تمایز ارتباط تصویری و تصویر سازی با نقاشی، ضرورتی اجتناب ناپذیر می نماید که قضاوتی صحیح تری را ممکن می سازد. علی رغم اینکه روش بیان و شیوه های طرح موضوع ، ما بین نقاش و طراح گرافیک و نیز تصویر ساز تفاوت دارد، گاه مفهوم عناوین تصویرساز و طراح گرافیک، مترادف انگاشته می شوند. شاید از ان جهت که هر دو، در تقید به بیان مطلبی ورای ذهن خودشان، دارای اشتراک هدف و معینی هستند.

لیکن می دانیم که در حیطه نقاشی محدودیتی برای هنرمند وجود دارد.پایه کارش، محل اثرش و روش اجرایش دارای چارچوبهای بیرونی نیست، می توان گفت که مجاز به آزادی عمل شخصی است ، در حالی که طراح گرافیک باید هدفمند و در جهت کاربردی خاص و تعیین شده، در محدوده ی حساب شده کار کند. حتما باید مفهوم خاصی را مد نظر داشته باشد، از علم روانشناسی و جامع شناسی حداقل در جامعه ی مورد نظرش مطلع باشد، به طیف مخاطبین و پیام گیرانش بیاندیشد، نحوه بیان متناسبی را بیابد ، محمل خوبی را برگزیند و نهایتا با روش یا تکنیک قدرتمندی به اجرا درآورد. فراتر از این مراحل، اینکه باز فرست اثرش را از پیام گیران گرفته و به ارزیابی آن بپردازد.

بیان درونیات شخص هنرمند نقاش در قالب تابلو، با تاثیرگذاری، فرهنگ سازی هنر ارتباط تصویری، قابل قیاس نیست.

مخاطب اثر هنری :

۱- نظریه ی پاسخ مخاطب  

2- نظریه ی دریافت

در نقد مبتنی بر پاسخ مخاطب با پاسخی که از طریق پرسش نامه و تحقیق میدانی از مخاطب دریافت می شود، نقاط ضعف و قوت اثر تعیین می شود. اما نظریه دریافت  منتقد( بعبارتی ارزیاب ) به سراغ دریافت گر یا مخاطب می رود :

- که بداند او اثر را چگونه می فهمد؟

- آیا از زیبایی اثر، حظ بصری برده است؟

- آیا اثر موجب تحولاتی در او شده است ؟

- آیا اثر احساسات او را برانگیخته است؟

- آیا اثر پرسش عقلانی در مخاطب بوجود آورده ؟

- آیا اثر تفکری را در او موجب شده است ؟

- آیا در سلیقه بصری او تغییر و تکاملی را موجب شده است ؟

اما در آثار گرافیکی تجاری سوال به شکل دیگری مطرح می شود:

- آیا اثر موجب ایجاد انگیزه خرید کالاو مصرف شده است؟

- در مجموع پیام پیام فرست منتشر شده و تاثیر کافی داشته است؟

اساسا تبلیغ تجاری بعنوان زیر مجموعه هنر ارتبط تصویری به منظور معرفی و شناساندن محصول یا ترغیب مصرف کننده به تهیه  کالا به عبارتی حفظ بازار انجام می شود. اما در دیگر تبلیغ ها بنا به مورد بر انگیختن به عمل در پی تفهیم و تفاهم و تسهیم معنی، مد نظر است. لذا براساس نیاز به پی بردن به میزان موفقیت مبلغ یا طراح گرافیک و صحت عملش به گرفتن باز خورد به گرفتن بازخورد یا پس فرست از مخاطب روی آورده می شود. چرا که در هر صورت دسته ای از باید و نباید های مربوط ماهیت کاربردی اثر بطور طبیعی و موثر از ویژگیهای مرتبط با مخاطب جایگاه وی و قراردادهای وضع شده در آشکار و نهان تبعیت می کنند.

علوم ارتباطات و هنر ارتباط تصویری :

ارتباطات عبارتنداز کلیه فعالیتهای نوشتاری، گفتاری و حرکتی در جهت انتقال معنی یا مفهوم از فردی به فردی دیگر یا اثرگذاری بردیگران. در مواردی دیگر ارتباطات را فراگرد تفهیم و تفاهم و تسهیم معنی در نظر گرفته اند.بدین معنی که در وهله نخست بایستی پیام فرستنده پیام درک و فهمیده شود لیکن برای برقراری ارتباط موفق تفهیم پیام کافی نیست بلکه تفاهم و توافق مورد نیاز است. درک یکدیگر ممکن است به توافق با یکدیگر بیانجامد اما لزوما چنین نیست و حتی امکان گسترش بیشتر دامنه مخالفت در اثر درک بیشتر وجود دارد. حال چنانکه یک اثر ارتباط تصویری در مرحله ی تفهیم ناموفق باشد، مرحله تفاهی نیز قطعا وجود نخواهد داشت و در نتیجه عمل برقرای ارتبط خدشه دار و غیر ممکن می شود در عین حال ارتبط به تسهیم معنی نیازمند است. در هر صورت در ارتباط ها درک و انتقال معنی از اهمیت زیادی برخوردار است. تمامی صاحب نظران که بطور مستقیم یا غیر مستقیم یادآور هدفمند بودن آثار ارتباطی هستند در واقع براهمیت شناخت ود رک مخاطب برای ایجاد اشتراک معنی تاکید دارند چرا که شناخت مخاطب برای یافتن راه های رسیدن به معانی مشترک و ایجاد تفاهم نهایی و نهایتا تامین هدف های ارتباطی ضروری است.

براساس نظریه ی ارسطو اقناع یا تاثیر گذاری از اهم اهداف ارتباط است ود ر نهایت نیز برانگیختن مخاطبان به عمل هدف اصلی در ارسال پیام توسط رسانه های ارتباط جمعی است. یکی از عوامل مهمی که امکان موفقیت ارتباط را بیشتر می کند ارزیابی و ثبت مراحلی است که مخاطب از آغاز شنیدن خبر تا پذیرش آن خبر و انجام رفتار مورد نیاز در پیام به ترتیب طی می کند. بررسی فراگرد ارتباط تصویری از جهت تاثیر در نهایت به بررسی بازخورد یا پس فرست مخاطب منجر خواهد شد و تحلیل آن واکنش و پس فرست لازمه درک ضعف و قوت هر ارتباطی است .

 

اثر هنری

 

نظریه ی فرمالیسم( شکل گرایی) :

دیدگاه دیگری که برای تجزیه و تحلیل همه گرایشهای هنرهای تجسمی از جمله آثار ارتباط تصویری دارای کاربردی مناسب است، نظریه ی فرمالیستی است، که برخلاف دو نظریه ی ذکر شده ، تنها اثر هنری را ملاک می داند و تاثیر برمخاطب یا دیگر عوامل را مد نظر ندارد.

نظریه ی فرمالیسم از برتری فرم حمایت می کند و موضوع  هرگونه استناد به دین، تارخ و سیاست از نظر زیباشناختی بی ربط و بی مورد می داند اگرچه فرمالیسم طرفدار تجرید تصویرگری غیر شمایل پردازانه ، و هنری کمینه گر است امابه اینها محدود نمی شود. با اعطای اهمیت به شکل یا فرم در آثار هنری تجزیه و تحلیل انها را می توان براساس جایگاه عناصر بصری و ارتباطشان با یکدیگر توسط ارزیابی های متنوع در جزء و کل اثر انجام داد. اولین رکن فرمالیسم اشنایی زدایی است.

 

آشنایی زدایی و نوآوری :

پس از معرفی جایگاه وجه مورد نظر از آثار ارتباط تصویری از قبیل پوستر یا اعلان، ارم یا نشان، ایلوستراسیون یا تصویر سازی، لی آوت یا صفحه آرایی بروشور یا کاتالوگ، بیل بورد یا استند، در نگاه اولیه و کلی به اثر درجه جذابیتش تعیین می شود. از عمده عوامل ایجاد چنین جذابیتی آفرینش دنیای تازه و دیدن چیزهای پیشتر نادیده است چنانکه روش تولستوی دیدن چیزهای خارج از زمینه معمولی و طبیعی وجودشان بوده است . از مهمترین نکاتی که فرمالیستها درباره شکل بیان ادبی مطرح کردند مفهوم آشنایی زدایی است.

همانطور که در عالم هنرها همواره بدیهی بوده که برای ماندگاری و تاثیرگذاری اثر در ذهن لازم است نوآوری یا بعبارتی آشنایی زدایی در اندیشه کار،‌تکنیک اجرا و دیگر ویژگیها وجود داشته باشد. خارق العاده بودن زاویه نگاه به موضوعات تا ارائه شان در ترکیب بندی غیر منتظره و استفاده از پیام نوشتاری گویا با عبارتی خلاق موجب خلاف عادت شدن اثر می شود.

 

خصوصیات هر اثر :

برای تجزیه و تحلیل اثر هنری خصوصیات عناصر بصری و کیفیات مندرج در هر اثر اجزای هر اثر از قبیل قطع اثر از جهات اندازه و نیز عمودی یا افقی بودن، نوع ترکیب بندی، تکنیک اجرا، محتوا و موضوع، هدف استراتژی، کاربرد، قشر سنی و اجتماعی مخاطب و نیز زبان و فرهنگ ایشان، محل و نوع بیان نیاز به توصیف دارند.

معمولا هر اثر دارای یک موضوع است که گاه عنوان یک اثر نقاشی محسوب می شود. اما در آثار ارتباط تصویری عنوان نیست ، بلکه در این آثار بین موضوع و محتوا اشتراک وجود دارد. پیام یا محتوای عبارت از آن مفهومی است که هنرمند مورد تاکید قرار می دهد . به عبارت دیگر، بیانی که به یاری دانش، اندیشه و احساس طراح گرافیک عرضه می شود محتوای کار اوست. لازمه بیان موفق محتوای وجود محمل یا قالبی متناسب با آن است .

محمل یا قالب باید متناسب با روح حاکم بر پیام مخاطبین انتخاب شود . در یک اثر هنری، قالب ، محمل و محتوی با یکدیگر ارتبطی تنگا تنگ دارند و از هم جداناشدنی هستند .

 

ترکیب بندی یا کمپوزیسیون :

شکل کلی ارائه مجموعه عناصر و کیفیات بصری که آنها را همچون یک کل یگانه ارائه دهد ترکیب بندی نامیده می شود. بنابراین ترکیب بندی اساس یک اثر هنری را تشکیل می دهد. نوع ترکیب بندی از جهت عمودی یا افقی بودن کلی اثر و یا عناصر آن قابل توجه است که اولی احساس تحرک و استقامت و دومی سکون و آرامش را منتقل می کند. این انتقال با تشدید در کشیدگی عمودی یا افقی قطع اثر افزایش می یابد.

قطع مربع یا مستطیل داشتن یک اثر هر کدام مفهومی متفاوت با دیگری را تداعی می کند. توازن و تعادل مربع در مقایسه با مستطیل که اضلاعش قابلیت تغییر اندازه داشته، بالطبع بیانهای متفاوتی را به نمایش می گذارد ، چشمگیر است.البته اجزای درونی هر یک از این محدوده ها نقشی تعیین کننده در ایجاد حرکت، پویایی و ایستایی اثر دارند.

تقسیم فضا توسط نقاط ، خطوط یا سطوح، به فضای مثبت یا منفی انجام می شود. فضای مثبت شامل همان سطوح پری است که اصل موضوع تصویری را در خود جای داده است. غلبه ی این فضای پر در بخش عمده ی پایین این صفحه ایجاد حس سنگینی کرده متقابلا به شکلی که فضای خالی و منفی در جزئی از بالای صفحه در نظر گرفته شده باشد گستردگی و آرامش را تشدید می کند. معمولا از وضعیت بینابین استفاده نمی شود چرا که تساوی این دو بخش بالا و پایین یا مثبت و منفی با عدم تحرک و جذابیت بصری همراه است.

هماهنگی بین قطع عمودی یا افقی با حرکات عمود و افق موجود در اثر موجب تشدید پویایی، گرمی، بلندی در اثار عمودی یا ارامش گستردگی و عمق در آثار افقی است . در مقابل عدم چنین هماهنگی منجر به القای حس تضاد می شود. در عین حال جذابیت کار را بیشتر می کند مشابه این تضاد می  تواند در بین تاریک روشن سطوح و نیز نازک و ضخیم بودن خطوط یا نرمی و تیزی آنها وجود داشته باشد.

تناسب بین اندازه اثر با فاصله ای که به آن نگریسته می شود موجب می شو تا مجموعه عناصر در کل و جزء به خوبی به  رویت برسد و در عین حال اهمیت هر بخش در جای خود مورد توجه قرار گیرد. در غیر اینصورت در هرنگاه تنها بخشی از اثر دیده می شود و یا کلیتی در حد لکه بدون اجزایی دارای اهمیت خواهیم داشت. در این مورد نیز نقش مخاطب فراموش ناشدنی بوده، نمی توان به خود اثر یسنده کرد.    

 

توجه:دوست بزرگوار,از حوصله ای که در مطالعه ی مطالب فوق داشتی صمیمانه تشکر میکنم.مطالب ارایه شده از مقاله ای تحت عنوان نقد آثار ارتباط تصویری(گرافیک),برگرفته شده است.به نظر برخی از مطالب,نامربوط به معماری نباشد.امیدوارم مفید واقع شود.

 

جهت ارایه ی مفیدتر مطالب,ما را از انتقادات و پیشنهادات باارزش خود بهره مند نمایید.
+ نوشته شده در  ساعت 1:14 AM  توسط Hossein  |